میراي آزاهینا، دختری سیزدهساله که به چیزهای مختلف علاقه دارد، با خرس اسباببازیاش، موروفورون، به شیء عجیبی که از آسمان سقوط کرده است میرود تا بررسی کند. در آنجا با جادوگر جوانی به نام لیگو آشنا میشود که در جستوجوی چیزی به نام زمرد سنگ لینکِل است. زمانی که خدمتگذاران تاریکِ Dokuroxy به دنبال زمرد سنگ لینکِل میآیند، میراي و لیگو با هم و با موروفورون متحد میشوند تا بهعنوان جادویان افسانهای به نام پریکیورز با آنها مبارزه کنند. به این ترتیب، میراي به لیگو میپیوندد تا در مدرسه جادو شرکت کند و همزمان بیاموزد چگونه جادو کند و در عین حال از لشکریان Dokuroxy نیز دفاع کند.