اپو یک راننده تاکسی در بمبئی است هنوز از خودکشی خواهرش که به توالت سپرده شد ناراحت است و قاتل را میخواهد بیابد در این بین با سیتالی آشنا میشود که از مهدکودک ماهرانی که رئیس تجارت فاحشهگری در بمبئی است او را تعقیب میکند ماهرانی سیتا را میخواهد ارتکابی که تجارت فاحشگی است اپو برای نجات سیتا با جنگ با ماهرانی روبه رو میشود و در نهایت دوستانش و معشوقش کاوری از جان سیتا و اپو محافظت کرده و میمیرند