این داستان حماسی در اوایل قرن بیستم و در دوران انقلاب روسیه که به سرزمینهای وسیع و باشکوه مغولستان سرایت کرده، روایت میشود. این داستان درباره خانواده، عشق، وفاداری و پیوند با میهن است که از طریق تجربیات پسری و اسبش که پیوند فوقالعادهای با یکدیگر و سرزمین دارند، روایت میشود. این پیوند به آنها شجاعت میدهد تا هرگز از جستجوی یکدیگر که به طرز بیرحمانهای از هم جدا شدهاند، دست برندارند.