خط داستانی
یک روز معمولی در رومانی. زیر یک خروجی بزرگراه در نزدیکی بخارست، لیدیا و دنیسا در حال تعویض لباسهایشان هستند؛ پولیورهای گرم و کفش کتانی با تاپهای تنگ و پاشنهبلند عوض میشوند. سپس آن دو منتظر مشتری میمانند، در حالی که باد سردی گوشهایشان را میوزد.