خط داستانی
پسری خجول و زیرنظر است. او در حومه ای خارج از لندن زندگی می کند و حضور هم اتاقی تازه اش یعنی مَرسیس که نقطه مقابل اوست برای او احساس آرامش نمی آفرینَد. آِلِکس با مَرسیس در همان خانه راحت نیست، اما در عین حال نمی تواند از تماشای او دست بردارد.