خط داستانی
ماری که در اواسط سیسالگی است و با ساوچا سالهاست رابطهای طولانی دارد، گاهی حتی نمیداند تا چه مدت. فاز بعدی رابطهشان با برهنگی در روزهای باروری آغاز میشود. اما آیا واقعاً میخواهد این کار را؟ تصویر بزرگتر؟ یا ترجیح میدهد آزاد و رام است؟ وقتی سؤالات در ذهنش بیش از حد بلند میشوند، دکمه بیصدا را میزند. تا اینکه خودش را در کلبهای کوهستانی با سه نفر دیگر میبیند. آموخته است که هیچ تصمیمی تصمیمی نیست. فرار گزینهای نیست، بنابراین کار به رسالتهای اصلی میانجامد.