خط داستانی
نصیبی داغ درباره داروی مرگبار فنتانیل که خیابان های آتلانتا را می سوزاند، گزارشگری سوخته به نام برایان سندرسون را به گودال تیره زیرین آتلانتا می کشاند. جدا افتاده از خانواده، و در جریان تحقیقاتش، برایان از قتل پسرش مطلع می شود. در جستجوی پاسخ ها و پسری که هرگز نمی شناخت، پرسش ها بافت زندگی او را می درانند و داستانی را آشکار می کنند که شهر را تا اعماق متزلزل خواهد کرد. از چهره های قدرتمند تا مردمان فراموش شده خیابانی، برایان را به عمق داستانی می برد که ریشه شهر را می لرزاند. در نهایت برایان تصمیمی می گیرد که عواقب ابدی دارد در مواجهه با دو مردی که هرگز نمی شناخته: خودش و مردی که فرزندش بوده است.