خط داستانی
پدر ویلیام مرده و مادرش بیمار روانی است، بنابراین او با عمویش نیلز زندگی میکند. نیلز در حال بازنشستگی زودهنگام است و با خرید کالاها به قیمت پایین و فروش آنها به قیمت بالا پول در میآورد. او همچنین بدهی زیادی انباشته کرده و گنگسترهای شهر به او فشار میآورند که بدهیاش را به طور کامل پرداخت کند. ویلیام تصمیم میگیرد بدهی عمویش را پرداخت کند - و شاید شجاعتش بتواند ویولا، دختری از کلاسش، را تحت تأثیر قرار دهد.