خط داستانی
در بیست و هشتم اکتبر هزار و نهصد و هشتاد و نه، مدافعِ دانشگاه اولی، چاکی مولینز، به پشت بازیکن وایندربورت برخورد میکند و گردن او میشکند و باعث فلج او میشود؛ اما در آن لحظه دوستیای به وجود میآید که دو سال دیگر ادامه مییابد تا مولینز در اتاقی در بیمارستان ممفیس از راه یک لخته خون میمیرد و گینز در کنار او بوده است. این فیلم روایتگر سفرهای الهامبخش این دو مرد است که به وسیلهٔ تراژدی به هم پیوند میخورند.