خط داستانی
این داستان راقیه است، زنی در جنوب ایران که در تلاش است تا برای زنان جامعهاش شغلهایی تأمین کند از طریق بازاری که تأسیس کرده و اداره میکند، جایی که بیش از 800 زن در آن کار میکنند، اما یک سیاستمدار محلی، شهردار، او را تهدید میکند. او میخواهد بازار را تخریب کند و یک مرکز خرید بزرگ بسازد.