خط داستانی
ایجی یک سایبورگ است که به بازی های موبایلی علاقه دارد. در این لحظه بدون لباس در وسط شب در شهر در حال دویدن بود و دربارهٔ جرئت واقعی صحبت میکرد. من روسری سایبورگی به رنگ نارنجی و قرمز اطراف گردنش و شلوارک زیر تنش را دیدم که از سراسر دانشگاه و شهر کم نور میگذشت. مجموعه تصاویری در مقابل تصاویر ایجی در حال دویدن قرار داشتند؛ صحنههای نبرد خشن در زندگینامهٔ خدایان؛ هیتومی باله روی پشت بام میرقصید؛ یِ سان در لباس پاندای دوست رباتی در حال راه رفتن با مرغها در دانشگاه؛ پاهای سفید هیجانانگیز زنی که تا کمر لایانفُ شنپه بالا میرود؛ شیائو وو خودش را در آینه زن کرده بود؛ شیائو وو چینیانگ از درخشش باقی ماندهٔ ایجی شگفت زده بود. عروق در افق بالای چهرهٔ کوچک جادوگر در «ایسزای خدایان» معلق بود. ایجی بیهوش شد و برای مدتی به ستون (یا خودرو) برخورد کرد. آسمان میچرخید و من به زمین بیهوش افتادم...