خط داستانی
در اواسط قرن نوزدهم، در یک روستای کوچک در ونزوئلا، پدر جووانی و یک منشی داستان یک مورد ماورایی را که شاهد آن بودهاند، مینویسند. این داستان درباره یک روح مرموز است که مردم شهر آن را "ال سیلبون" نامیدهاند. در عصر حاضر، ما خانوادهای را میشناسیم که شامل گابریل و مایرا، والدین آنا است. گابریل مشکوک است که دخترش توسط شیطان تسخیر شده زیرا او سعی در کشتن او دارد. گابریل از کشیش محلهاش مشاوره میخواهد، همان کشیشی که پدر جووانی بیش از صد سال پیش درباره سیلبون نوشته بود.