خط داستانی
در لحظاتی که روز به تاریکی می رسد خانه ای را می بینیم که ناگهان خالی شده است منزل ماریا است که اخیرا فوت کرده و اثرش در هر گوشه هر اتاق به جا مانده است تصویری از نبودن و در عین حال تلاش برای بازسازی مرده ها شاید لحظه ای از تفکر جادویی است زمستان بیرون آرام است و هر یاد دربرف می گوید بر اساس شعری از ضوفیا بوهدانوکووا