خط داستانی
جَوشوا آپنهایمِر صحنه هایی از زندگی در جامعه بازنشستگی در آریزونا را از طریق تبلیغات تلویزیونی به گفتگوی رادیویی با زندانی ماده گرا میآورد که از فوائد دورانش در زنجیرگاه شِریح آربایا صحبت میکند. دو گونه تبلیغ برای فروش با هدفهای متناقض است. او درخشندگی تصاویر تبلیغاتی ایدهآل را با اخلال و تداخل ویدیو از بین میبرد و ترکیب صحنههای ویدیو و صوت را تا جایی که شاعرانهٔ عجیب زندگی و مرگ زندانیان زنجیرهای را نشان میدهد میشکند. این فیلم از تاریخچهای کوتاه از بهشت به روایت مگسها و بهروز رسانی بازار به عنوان کنایهای بر مصرفگرایی به کار میبرد.