خط داستانی
سه توله دلماتیان با پیرزنی در خارج از شهر زندگی می کردند. روزی همسایه از بازار فروش زنبیل ها، لانه های عسل و دیگر خوراکی ها صحبت می کرد. بازار و دلال بازار با پخش قلبی از کلوچه های جینجر برد، مجبور به فرار شدند. تنها تزیین روی کیک فراری شد و تصمیم گرفت دوستانش را آزاد کند