خط داستانی
یک دانشجوی انصرافی که با خودکشی بهترین دوستش دست و پنجه نرم میکند، همزمان با یک اختلال خوردن مبارزه کرده، با اعتقاداتش نسبت به خدا درگیر میشود و عاشق دختری مرموز میگردد که در مراسم خاکسپاری برای آرامش دادن به او ظاهر میشود. داستانی درباره بلوغ در یک شهر به شدت مذهبی در ویرجینیا، 'شهر هفت تپه' سه ماه سرنوشتساز از زندگی بروکس وایت، هوادار کشتی حرفهای، را دنبال میکند؛ به همراه اوبورن، دوستدختر سابقش در کالج که رابطهشان مدام در قطع و وصل است، یک استاد ناآرام درس 'دین در سینما' و زنی که به نظر میرسد یک فرشته است، اما ممکن است چیزی بسیار فراتر باشد.