خط داستانی
تمامی سواران با اسب ها به سمت غروب هستند. یکی از آنان از اسبش افتاد. ارتش به افتادن سرباز نگاه نکرد. سپاهیان با شکوهشان به سوی غروب سپیدهدم راه افتادند. آن گاه سربازی که تنها مانده بود، گذشته را به خاطر آورد. اقتباسی آزاد از شعر ناظم حکمت رَن با عنوان « زال زرد گریه کن ».