خط داستانی
نقاش فِریدی با همسر و فرزندش در دریاچه تاجرنزه زندگی میکند و در آستانه بازگشت به دوران حرفهای خود است تا اینکه روزی زندگیاش ناگهان وارونه میشود: او به کتک زدن همسرش متهم میشود و به دنبال آن حضانت فرزند ۸ سالهاش از او گرفته میشود. اما فِریدی ادعا میکند که آن ادعاها را به حقیقت نمیگوید و با بهترین دوست کودکیاش ادی رو به رو میشود که به سرعت در زندگی فِریدی دخالت میکند و اتفاقات بدتری رخ میدهد. تنها فِریدی میداند که کاتالوگی از بدل دارد و هلحیلک کجاست و چگونه میخواهد اثبات کند که اَدِی مقصر همه این فاجعههاست؟ فِریدی به آرامی کنترل زندگی خود را از دست میدهد...