خط داستانی
در سپیدهدم دوره میجی، زندان غیرقابل فرار گاکوموجو در وسط دریاچهای عظیم برای مقابله با افزایش جرم در عصر جدید بنیانگذاری میشود و کارگزارانش سه برادر مشهور کومو: رهبر خانواده تنکا؛ فرزند دوم مغرور اما با شرافت سورامارو؛ و کوچولوی صادق چووتارو را در بر میگیرد با خانهدار شانجور کینجو همراهاند. با این وجود در تاریخ طولانی اوومی افسانهٔ اوروکی وجود دارد که هیولای مارماهی اوروشی هر سه صد سال یکبار به صورت انسانی بیدار میشود. سورامارو و چووتارو نمیدانند که وظیفه واقعی خانوادۀ کومو این است که اوروشی را قبل از این که دوباره به طور کامل زنده شود محکم کنند و دنیا در آستانه نابودی قرار گیرد. در میان تولد دوبارهٔ هیولا، خانواده کومو باید عزم خود را برای خندان ماندن زیر ابرها بیابد.