خط داستانی
مایندی اسب شیفته ای را به نام آنجل قبول می کند که به گفته افسانه صاحب خود را به گنجی پنهان در کوه ها می رساند هنگامی که آنجل توسط یک جستجوگر دیوانه از بین می رود مایندی و دوستان مدرسه اش به کوه ها می روند تا اسب را نجات دهند و گنج گمشده را جستجو کنند اما با مردی کوهستانی روبه رو می شوند که به آنها هشدار می دهد گنج قسمتی از نفرین باستانی است اگر گنج را از زمین بیرون آورند جنگل زیبا نابود خواهد شد