خط داستانی
سابر تاجر ثروتمندی است که به سولیا جوان علاقهمند میشود، اما پسرش شریف با این عشق مخالف است. زمانی که سابر با سولیا ازدواج میکند، شریف خانه پدر را ترک کرده و در تعمیرگاه خودرو به کار میپردازد. سولیا ثروت سابر را به دست میآورد و سپس او را طلاق میدهد. شریف تصمیم میگیرد از سولیا انتقام بگیرد.