خط داستانی
الجزایر، تحت اداره فرانسویها. تامیلا دختری شاداب است که پدرش، یکی از اعضای محترم جامعه مزیان کابیلیها، به دنبال یک ازدواج مناسب است. مزیان دخترش را به تاجر پیر لخراش وعده میدهد. این موضوع مانع از آن نمیشود که او تامیلا را تقریباً بلافاصله برای بار دوم، این بار به یک مرد جوان و خوشچهره به نام اکلی بفروشد، با کسی که دختر تجربه خوشبختی کوتاهی دارد. اما بعداً، اکلی به فکر همسر دیگری میافتد. در همین حال، مزیان در حال برنامهریزی برای کشاندن پول بیشتر از اکلی و پرداخت به لخراش است. پس از اینکه تامیلا با اکلی بچهدار میشود، او در نهایت به دست لخراش میافتد. همه چیز به تراژدی ختم میشود و تامیلا به خاطر حکمی ناعادلانه از سوی قضات فرانسوی که به مشکلات بربرها بیتوجه هستند، زندانی میشود. اگرچه تامیلا آزاد خواهد شد، اما او دیگر "کالاهای آسیبدیده" است. این فیلم 92 سال بعد در ترکیه با نمایش ویژهای در جشنواره فیلم طلایی پرتقال آنتالیا 56 به نمایش درآمد.