خط داستانی
داستانی درباره نیاز به تحمل با استعاره ای از زندگی — مردی ناشنوا بالاخره می تواند ببیند اما از دیدن جهان اطراف خود امتناع می ورزد. داستانی درباره عشقی که به دلیل نبود فهم متقابل از بین می رود. دوستی که فراتر از تمام دشواری ها می ماند. احساس از طریق موقعیت های ساده و افراد آشنا که در هر شهر دنیا می توان یافت. پیتزایولی نابینا با اصالت ایتالیایی، آنگرنتینی، از خانواده ثروتمند یهودی و دوستی که به چشم های پیتزایولی بدل می شود. در این محیط آشنا، روایت از کم فهمی موجود در جهان امروز است. این داستانی معمولی از برزیل یا از مکانی خاص نیست؛ داستان دوران ماست درباره فردگرایی و احترام به آن چه دیگری می خواهد.