خط داستانی
اریک، یک آمریکایی، به یک هتل توریستی بینالمللی میرسد و تفنگ خود دفاعی کلتش را گم میکند. این کدایرا، یک گدا، بود که آن را پیدا کرد و بلافاصله به ماتسکو - یک گدا دیگر - فروخت. به زودی، این سلاح که از دستی به دست دیگر میرود، به ابزاری برای بسیاری از جنایات تبدیل میشود.