خط داستانی
دانشمندی جوان به تجربه سایکوپراگماتیستی نسبت به همنوعانش نفرت شدیدی ابراز میکند. او به دنبال پارادوکسی جسمی است که نمیتواند حل کند و تصمیم میگیرد خود را کلون کند؛ زیرا به نظر او تنها مغز مشابه مغز او میتواند کارش را به انجام برساند. پس از مدتی حضور کلون مسئلهساز میشود...