خط داستانی
هفده ساله میتیا نيناشکین که جنگ او را در عمق خطوط جبهه در سیبری پیدا کرد، مجبور شد خیلی سختیها و رویدادهای تراژیک زیادی را تحمل کند. اما اکثریت قاطع میتیا با افراد مهربان و دلشجاعی روبهرو شد که آماده بودند به دیگران کمک کنند و دارایی خود را به اشتراک بگذارند. در این محیط، کاراکتر پسری باهوش و شجاع که داوطلب جبهه شد شکل میگیرد.