خط داستانی
لوز برای یافتن آینده بهتر به ایتالیا مهاجرت کرد. در کلمبیا فرزند دو ساله اش را به خانواده اش سپرده بود. اما رویای اروپایی اش آغاز به کاهش میکند و به سلسلهای از بیپیوندیها میانجامد. او جایگاه اجتماعی جدیدش را می پذیرد و از نو آغاز میکند، در بخش نظافت کار میکند تا ناگهان با فران آشنا میشود که همه طرحها را میشکند. لوز و فران تصمیم میگیرند زندگی خود را مالک شوند و رم در اختيارشان باشد.