خط داستانی
مورات به عنوان راننده آمبولانس در یک بیمارستان کار میکند. اما پولی که به دست میآورد برای حمایت از خانوادهاش کافی نیست. وکیلی به نام تورهان به مورات پیشنهاد میدهد که با هم یک سرقت انجام دهند. مورات به خاطر نیاز مالی قبول میکند. آنها سرقت را انجام میدهند، اما تورهان به وعدهاش عمل نمیکند. پس از سرقت، او همه را میکشد و با پول فرار میکند. مورات به شدت زخمی میشود و توسط پلیس دستگیر میشود. تورهان متوجه میشود که مورات هنوز زنده است. او میخواهد مانع شهادت مورات در دادگاه شود. او همسر مورات را میکشد و پسرش ارکان را به عنوان پسر خود بزرگ میکند. تورهان سعی خواهد کرد مورات را با استفاده از ارکان از بین ببرد.