خط داستانی
ناتسومی می خواهد عکاس شود. او دوچرخه ای که پدر مرحومش به جا گذاشته را برمی دارد و به جنگل می رود تا آفتابی که با پدرش دیده بود را بیابد. در جنگل با مادر قدیمی یاسو و پسری قدیمی به نام جیزو برخورد می کند. آنها فروشگاهی عمومی را می چرخانند. ناتسومی از آنها یاد می گیرد چگونه در طبیعت زندگی کند و تعطیلات تابستان خوشی را آن جا می گذراند. روزی به او می گویند که جیزو از پسرش در گذشته جدا شده است.