خط داستانی
زندگی پسر فدیا با ورود کمیسر والست روستا به شدت تغییر میکند. فدکا سواد خواندن و نوشتن دارد، بنابراین به عنوان کارمند کمیته روستای فقرا منصوب میشود. کل روستا از قدرت سوسیالیستی خوشحال است، اما مشتها سعی در آسیب زدن و حتی کشتن دارند. با کشته شدن کمیسر به وسیله گلولۀ دشمن، فدکا به یک مبارز واقعی برای آینده بهتر تبدیل میشود.