خط داستانی
یک سرباز سابق از ارتش کامبوج در سال هزار و نهصد و نود یک می گریزد. او با همسر و فرزندانش در روستایی حوالی نام پنهان زندگی می کند. او می گوید: برای ما ساده است: پسران فقیر به جنگ می روند، پسران متمول به شهر می روند تا پلیس شوند، پسران اعضای حزب به خارج می روند تا تحصیل کنند.