خط داستانی
فیلمی درباره فرسودگی امید به دلیل تضاد میان ارزشها و اخلاقهای جامعه مراکش و این که چگونه تنها آشکاری یک برخورد اتفاقی میتواند تمامی آنچه به نظر عادی و درست میآید را به چالش بکشاند وقتی انسان امکان عشق و همراهی فراتر از دیوارهای جامعه مراکش را میبیند. شغلِ جلادهنده کفشِ ایوب، زوجی بورژوا، جاد و اینس در ازدواجی بیعاطفه، کلکسیونر هنری ثروتمند اما بیمار، و دانشجوی جوان پزشکی عايدة که به عنوان همراه رواندرگیر کار میکند، هر یک از این تعاملها همواره آنها را تغییر میدهد و مسیری غیر قابل بازگشت را به سمت درک عمیق یا فروریزی کامل برای آنها ایجاد میکند.