خط داستانی
احمت یک وکیل جوان، خوش برخورد و موفق است. او با همسرش نیوین و دخترشان زندگی خوشبختی دارد. احمت تیولی را که درباره موکلش گزارش نادرست نوشته است به دادگاه کشانده است. همسر احمت به دیدار خانواده اش با دخترشان می رود. احمت با تیولی ابتدا در یک جلسه بحث می کند اما به مرور با هم آشنا می شوند و احساساتی نسبت به هم پیدا می کنند. تیولی زن زیبا و پرشوری است. در نهایت احمت به ضعف هایش تن می دهد و با تیولی درگیر می شود.