خط داستانی
در ژوئیه سال دو هزار و سه، ساشا لی کروک هشت ساله با پدربزرگ و مادربزرگش برای تعطیلات زمستانی مدرسه میماند. روز ششم ژوئیه، آنها برای رفتن به یک مهمانی تولد که مادرش میشل در آن شرکت میکند، برنامهریزی میکنند. کودک کوچک در حیاط جلو بازی میکند اما وقتی زمان رفتن میرسد، ساشا لی دیگر پیدا نیست. این داستان تراژدی او است.