خط داستانی
این فیلم که شخصیتهای اصلی آن عروسکهای خیمهشببازی هستند، به افسانه کهن کرهای "هیونگبو و نولبو" میپردازد. برادر بزرگ طمعکار نولبو، برادر مهربانش هیونگبو را از خانه بیرون میکند و تمام ارث پدرشان را میگیرد. هیونگبو که فقیر اما نیکوکار است، روزی پای یک پرندهی swallows را درمان کرده و آن را آزاد میکند. سال بعد، پرنده به خانهی هیونگبو میآید و یک دانه کدو به او میدهد. او دانه را میکارد و در پاییز آن را میشکافد. مقدار زیادی طلا، نقره و جواهر از کدو بیرون میآید و او در یک شب ثروتمند میشود. نولبو از حسادت به او سبز میشود.