خط داستانی
لوئیس، یک مرد خانواده، و میگل، پسر بزرگش، کارگران یک کارخانه چوببری در کوههای جنوب شیلی هستند. تنهایی و غم میگل را به مهاجرت به شهر و شروعی دوباره سوق میدهد. به دلیل ناپایداری در کارش و زندگی یکنواختش، لوئیس سعی خواهد کرد زندگیاش را تغییر دهد، اما سرنوشت چیز دیگری را میخواهد.