خط داستانی
یک صبح دوشنبه، مزِی و رافلز به اتفاق آرا تصمیم می گیرند به جای مدرسهٔ خستهکننده و دندانپزشک ترسناک، سفری ماجراجویانه برای یافتن گربه جادویی گمشدهشان اسپاتی بروند. در مسیر زمان و مکان به همسایهٔ عارفی برمیخورند که در حال دمکردن نوشیدنیهای جادویی است. این دو جادوگر کوچک به همراه او سفر پرماجرایی میپیمایند و قوانین جهان جادویی با جهان عادی تفاوت دارد؛ با وجود جادوی فراوان، نمیتوان از دندانپزشکی فرار کرد.