خط داستانی
او خزیده و زانو میزند و به شدت فاضلابی میدارد. وقتی پنج انسان نااشنا به قلمروش میافتند، او برای قربانیان جستوجویی آغاز میکند و در راهش ردی از کشتار نفرتانگیز و بویضاعفی به جا میگذارد. او استنکماث است، قاتلی دیوانه با وضع فیزیکی منحصر به فرد که معنای تازهای به عبارت «زبانِ توی تو» میبخشد در این کلاسستر پُرزهر و جذاب از همان اول تا آخر.