خط داستانی
دو داستان موازی درباره یک ستاره جوان به نام کوری که به دو چیز عشق میورزد: ساختن فیلم و ایمی. وسوسه او با هر دو به مسیری تاریک میانجامد تا فیلم ترسناک بعدیاش را واقعگرایانه بسازد. آیا ایمی آماده تبدیل شدن به ستاره بعدی اوست؟ جبران گریز: آدام و مگی سالهاست با هم دعوا دارند و هر یک راهی برای فرار از ازدواج و پولی بیمه زندگی خود میخواهد. در سفری غیرمنتظره به روستا هر دو نقشهای علیه دیگری میکشند تا آزادی و پول را دوباره به دست آورند. آیا در این تلاشها موفق خواهند شد یا تلاشهایشان خنثی میشود؟ آه پوچ: در سفری به بیهلئس موایرا از مسیر همیشگی خارج میشود تا بقایای معابد مایا را بازدید کند و بازگشت او و راشل کلیدی جدید برای رمزگشایی متنهای مایان به دست میآورد. آنها به بیهلئس بازمیگردند جایی که راشل وردی باستانی مایایی را میخواند تا به نیمهخدایی با لشکری خونبار از بردگان ذهنی تسلط پیدا کند.