خط داستانی
چند روز به سال نو مانده است. پدر سرما به جنگل میرود تا درخت کریسمس را بیاورد. در آنجا با جن چوبی ملاقات میکند و درباره اینکه چه چیزی بهتر است: فرشهواپیما یا هواپیمای واقعی، بحث میکنند. در نهایت، جن چوبی البته شکست میخورد، زیرا از زمان عقب مانده است و به همین دلیل شخصاً زیباترین درخت کریسمس با مخروطهای طلایی را برای بچهها میآورد.