خط داستانی
لنا و پاشا به زادگاه دختر میروند تا برای طلاق درخواست دهند. پاشا انگیزههای طلاق را درک نمیکند و بسیار ناراحت است. اما در دفتر ثبت احوال میگویند که باید ۳ ماه صبر کنند. جوانان تصمیم میگیرند در این مدت در شهر بمانند و توافق میکنند که ملاقات نکنند و ارتباطی نداشته باشند. هر دو در ساخت یک جاده بزرگ مشغول به کار میشوند و از آن لحظه سرنوشتشان به طرز چشمگیری تغییر میکند…