خط داستانی
زندگی کوبرت با کار گره خورده است. تکرار بی پایان کارهای یکسان، روالهای خستهکننده، ساختن یک یکنواختی کامل. ناگهان او از کار روزمره اش بیرون کشیده میشود و با سیستمی seemingly فرار ناپذیر روبه رو میشود. جستوجوی او برای خروج او را عمیقاً به درون یک labyrinth از یکنواختی میبرد و به مرزهای عقلانیت او میرسد.