خط داستانی
لیز در میان تردیدها و عدم قطعیتها احاطه شده است. با رویکرد دروننگرانه، به دنبال دلیل رفتن شریک زندگیاش، میگل، میگردد. در جستوجوی پاسخهای عمیق درونی، او احساس نیاز به حمایتی عاطفی از خواهر کوچکترش، لارا، میکند. به تدریج پیوند میان این دو خواهر به شدت عمیقتر میشود. آنها هر دو ارزشهای درونی خود را بازبینی میکنند و عشق و تحسین نسبت به یکدیگر را تقویت میکنند. اما لارا رازی نگه میدارد که ناباب رفتن میگل را توجیه میکند، در حالی که لیز قدرتِ توانمندسازی خود را میبیند که به ظهور میرسد.