خط داستانی
یومی همسری دوم تاتسوو، تاجر نخبه است. پسرش یاسو از ازدواج پدر با همسرش سابقه آزار دیدگی دارد و با کنجکاوی به اتاق خواب آن ها نگاه می کند. روز بعد، پس از رفتن تاتسوو از خانه، یاسو قادر به تحمل می شود و از یومی می خواهد تنها یک بار او را در آغوش بگیرد. یومی قبول می کند که انجام این کار به خاطر امتحانات او مداخله می کند. پس از آن، یاسو به خانه آکمی می رود و … آکمی که شوهرش را از دست داده است در برابر پرتو تاج بر تابو بستگی به خودارضایی می دهد. یاسو درحالی که به تماشای این صحنه است به او نزدیک می شود و می گوید که او را آرام کند. آکمی چندین بار اوج می گیرد. یاسو با زنی بفروش ملاقات می کند و با او در هتلی رابطه برقرار می کند. در واقع، یومی، آکمی و امی خواهرانی هستند