خط داستانی
چن شنگلی، چهل ساله، خلافکاری بازنشسته با عمقی آهنین، تا کنون با افراد شرور زیادی رفت و آمد داشته است اما مصمم است اصلاح شود. او به تئاتر قدیمی که مالک است بازمی گردد و می فهمد مهدکودکی که اکنون در آنجا مستقر است نمی تواند اجاره را بپردازد. پلیس محلی پیشنهاد می کند خود آن را اداره کند. او این کار را با همکاری Sun Xiaomei، پرستاری شیک و سرسخت که به عنوان رقاص در یک دفتر رقص محلی کثیف کار می کند، آغاز می کند. مهدکودک به نظر می رسد شنگلی را آرام تر کند اما عشق کوچکی با Xiaomei در می آید و شرکای پیشین که از مدت ها قبل با او دشمنی دارند، حاضر نیستند شنگلی را کنار بگذارند