خط داستانی
داستان مردی است که ممکن است دو نفر باشد پدری که خانه را با هیچ چیز جز صندوق پستی و یک چمدان ترک می کند روی نیمکتی در باغ می نشیند در خیابان انتظار پاسخ پسر را می کشد هر روز نامه ای می فرستد و هر روز امیدوار است نامه ای دوباره بگیرد هر روز موهایش را شانه می زند کراوات می بندد و اصلاح می کند تا به وقت عبور پستچی آماده دریافت آن نامه باشد