خط داستانی
انکار، کابوس را پایان نمیدهد — پس از دو سال اقامت در خارج، دانشجوی هنر مارلا سنتیگربهٔ خانهٔ خالی خانوادهاش بازمیگردد تا فروش آن را نظارت کند. پدر و مادرش در تصادف رانندگی درگذشتهاند و او میخواهد با گذشتهٔ خود خداحافظی کند. اما یک مهمانی با دوستان قدیمی و داروی اسرارآمیز او را به خوابی عمیق میبرد که ظاهراً هرگز از آن بیدار نمیشود