خط داستانی
مهادِی اَوان (نصر) کارمند میانی سطحی دولتی است که زندگی خانوادگی بسیار عادی را با همسرش، پسری و پدرش که هم اکنون با او زندگی می کند می گذراند او زندگی صرفه جویی می کند هم یک اسکوتر فرسوده می پوشد و لباسی غیر مدرن به تن دارد و با ظاهری عبوس به دلیل همه این دلایل روبرو است او از زندگی حال حاضر ناراضی است و حس می کند زندگی مدرن را باید داشته باشد که در زندگی قبلی خود از دست داده است