خط داستانی
روستای کوچک ماهیگیری با ساخت کارخانه آلوده میشود و ماهیگیران توسط مدیر کارخانه تقلیل مییابند. ناتسئو با مردی روی ساحل برخورد میکند و او به او بیاحترامی میکند اما ناتسئو با وجود فشارها تصمیم میگیرد با فردی که نمیدانست چگونه به او حمله کرده است به او غذا بدهد. ناویا که شبیه ساتاکه است با رفتار غیرطبیعی پاسخ میدهد و نوچیمه در آنجا حضور دارد. ناتسئو ناویا را در کمد پنهان میکند، نوچیمه عموماً به بستگان ناتسئو فریاد میکشد و او را به خانه میبرد.