خط داستانی
در فلات تاریک و ناامیدکننده بلک کانتریِ سال ۱۹۸۶، گری (که به نام اِدِر هم شناخته میشود) و پنج دوستش برای جام جهانی مکزیک فرار میکنند، به سفری پر از هیجان و نوشیدنی که در میان هواداران ناهمسو و به همریخته انگلستان میگذرد. از هرج و مرج استادیومها که با «دست خدا» مارادونا شعلهور میشود تا سفری هزار مایلی در مکزیک و فراتر از آن، آنچه با فرارِ بیاحتیاط آغاز میشود به چیزی بزرگتر تبدیل میشود — تابستانی افسانهای که زندگیشان را بازنویسی میکند و پیوندهایی میآفرینَد که تا پایان عمر همراهشان است.